تبلیغات
اللهم عجل لولیک الفرج - سخنرانی جناب آقای «موسی حقانی» در اولین نشست آموزشی جمعیت دفاع از ملت فلسطین بخش دوم موضوع: فراماسونری در ایران

سخنرانی جناب آقای «موسی حقانی» در اولین نشست آموزشی جمعیت دفاع از ملت فلسطین بخش دوم موضوع: فراماسونری در ایران

جمعه 1 مهر 1390 03:45 ب.ظ

نویسنده : علی خورشیدی
با مقدمه ارائه شده در بخش قبل در این بخش به بحث فراماسونها و لژهای ایران میرسیم.
با اغاز سفر به هندوستان ایرانیان اولین بار با فراماسونری اشنا شدند و این کلمه وارد فرهنگ لغات ایران شد.
یكی دیگر از مبادی ورودی فراماسونری عثمانی است. غیر از این‌ها سفرایی كه از ایران به خارج فرستاده شدند  هم فراماسون می شوند و بر می گردند. اتفاقاً در فراماسونری ایران یك یهودی زاده نقش اصلی را ایفا می كند و اولین فراماسون ایرانی فردی به نام «میرزا ابوالحسن خان ایلچی» است كه متعلق به خانواده كلانتر است كه در زمان اینها یهودیان وارد دستگاه شدند وقصد داشتند ایران را به تصرف خود در آورند.
سفیر وقت انگلیس «سرگوراوزلی» در ایران با دو دستور وارد ایران می شود. یك دستور از جانب «جرج سوم» پادشاه انگلیس كه مامور می شود اطلاعات جامعی از ایران تهیه و ارسال كند و دستور دوم او تاسیس لژ فراماسونری در ایران به نام « لژ اصفهان» بود.
سرگوراوزلی طی نامه ای كه به لندن می فرستد، می نویسد كه برای حفظ مستعمرات انگلیس، باید ایران در یك توحش و بربریت دائم نگه داشته شود. شاید منظور او حفظ جامعه ایرانی در وضعی آشفته ، بی قانون و پراكنده است. به همین دلیل هر گاه ما خواستیم پیشرفتی به دست بیاوریم انگلیسی ها مانع شدند و حتی بعد از انقلاب هم آنها این سیاست را دنبال كردند.

ا

اولین لژ فراماسونری كه در ایران به وجود آمد و همه بر آن اذعان دارند «فراموشخانه میرزا ملكم خان» است. در تاسیس این فراموشخانه چند چهره علنی و یك چهره پنهان داریم.   چهره های علنی یكی همین میرزا ملكم خان است «جلال الدین میرزا» و «حاج سیاح» و تعدادی دیگر هستند كه عملكرد این جمعیت در راستای همان پراكنده و آشفته نگه داشتن شرایط اجتماعی ایران است.
قرارداد «رویتر» را میرزا ملكم خان و میرزا حسن خان سپهسلار با شخصی به نام «اسرائیل یوسفات» یك یهودی ظاهراً هندی تابع انگلستان منعقد می كنند كه در طی آن منابع زیر زمینی و روی زمینی ایران را به مدت 70 سال در اختیار بیگانگان قرار داده می شود. كاری كه حتی امپراطور انگلستان هم آن را باور نمی‌كرد كه واقعاً چطور ممكن است یك حكومتی چنین كاری بكند؟!
بساط لژ میرزا ملكم خان با هوشیاری و غیرت حاج ملاعلی كنی بر چیده می شود. حاج ملاعلی كنی حداقل دو نقش برجسته در تاریخ ایران  دارد كه یكی بر هم زدن قرارداد رویتر و دیگری بر چیده كردن بساط لژ میرزا ملكم خان است.                                          
در سال 1317 ه  بعد از مرگ ناصر الدین شاه یك انجمن به نام انجمن اخوت در ایران تشكیل می شود كه صورت ظاهری آن فعالیت های درویشی است و در خفا محل تجمع و تشكیل جلسات فراماسونری است فراماسونری با تاكید بر پلورالسیم و نسبی گرایی فرصتی ایجاد می كند تا دگر اندیشان و ساختار شكنان بتوانند در آن حضور پیدا كنند.
سال 1322 ه ق. زمینه های تأسیس اولین لژ رسمی به جود می آید. عقیده بر این است كه  لژ ملكم خان رسمی نبوده در تاسیس لژ بیداری عناصر دگراندیش و یهودیان نقش داشتند.  یهودیان مدارسی در سراسر جهان ایجاد كردند به نام آژانس اسرائیلیان.  این مدارس را یهودیان فرانسه در ایران تأسیس كردند، هفت استاد این مدارس  در زمره مؤسسین لژ بیداری هستند. به اضافه اردشیر جی جاسوس و محمد علی فروغی و تقی زاده و بقیه كه در لیست لژ بیداری اسامی شان ذكر شده است. از این تاریخ یعنی 1324 ه. فراماسونری در ایران به دو شاخه تقسیم می شود. دو شاخه اعتدالی و افراطی. شاخه اعتدالی را عباسقلی خان آدمیت اداره می كند و شاخه افراطی را اردشیر جی. در گیر و دار مشروطه دسته اول برای آرام كردن جامعه به سمت مذاكره با محمد علی شاه می روند و تحولات را در دراز مدت دنبال می كنند. اما شاخه افراطی در تمام اغتشاشات مشروطه نقش داشتند.
این جانب اصل مشروطه را حركت مثبتی برای ملت می دانم. اما طیف های مختلفی در این جریان حضور داشتند كه حضور این طیف ها نسبت به اهداف این جریان بدبینی ایجاد می كند.
یكی از جرقه های مشروطه چوب خوردن تجار قند در تهران بود. اسناد تاریخی نشان  می دهد محرك علاءالدوله حاكم تهران، در چوب زدن میرزاهاشم قندی كه یكی از تجار قند بوده فردی به نام میرزا حسن خان رشدی، یك فراماسونر است و بنا به نقلی پدر مدارس جدید نیز است.
پس از چوب زدن تجار تهران، مردم شورش و به این عمل اعتراض می كنند. میرزا ملك منصور (شاه السلطنه) پسر مظفر الدین شاه كه یك فراماسونر است به صدراعظم مراجعه می كند و به جای اینكه آشوب را آرام كند عین الدوله را تحریك می كند به ایستادن جلوی مردم كه این واقعه منجر به كتك خوردن بعضی علما و عصبانیت بیش از حد مردم و حتی كشته شدن «عبدالحمید» روحانی جوان می شود و آتش مشروطه اینگونه بر افروخته می شود و اداره امور را از دست نخبگان اصیل و متفكران و روحانیت شیعه خارج كرد و بدست مجامع ماسونی داد. از آن روز تا كودتای 1299 و بعد از آن، ایران روی آرامش را ندید. هر وقت ایرانی ها خواستند به توافق برسند فراماسونرها با توطئه گری مانع شدند و كار را به توپ بستن مجلس كشاندند و باعث دخالت گسترده انگلیس و روسیه در ایران شدند و با تحصن در سفارت روسیه و انگلیس ماهیت غیر بومی و غیر ملی به انقلاب مشروطه ایران دارند و با فتح تهران عملاً كنترل ایران را به دست آوردند.
ملكم خان در خدمت صهیونیسم بود و هیچ اعتقادی به ادیان ثلاثه ( نه اسلام ، نه مسیحیت نه یهودیت ) نداشت. در خاطرات ناصرالدین شاه آمده كه در پاریس یا لندن ملكم خان، روچیلد  را به دیدن ما آورد و روچیلد در خصوص وضعیت یهودیان از حكومت وقت امتیازاتی  می خواستند. ناصرالدین شاه به آنها می گوید چرا نمی روید فلسطین را بخرید و یهودیان را در آنجا جمع كنید و بعدها تاریخ نشان داد كه آنها چنین تصمیمی داشتند. چون هر تزل كه نزد سلطان عبدالحمید پادشاه عثمانی سرفته بود از او می خواهد كه اجازه مهاجرت یهودیان به فلسطین را بدهد و بهای سنگینی نیز تقبل می كند. حاضر می شود تمام بدهی خارجی امپراطوری عثمانی را بپردازد و 8 كشتی طلا به امپراطوری بدهند  و در ازای چنین مبالغ هنگفتی فقط اجازه مهاجرت و اسكان در فلسطین را می خواستند. اما عبدالحمید نمی پذیرد و همین موجب واژگونی دولت او می‌شود.
در توطئه سر گونی حكومت سلطان عبدالحمید و فروپاشی امپراطوری عثمانی سه بخش به خوبی با همدیگر همكاری می كنند: دسته اول روشنفكران هستند. دسته دوم یهودیان و دسته سوم بهائیان ایران هستند. بهائیان كه در دوره ناصر الدین شاه از ایران رانده می شوند به بغداد می روند و به بهانه نزاع میان بابیه و بهائیه، بهائیان به عكا (فلسطین اشغالی ) می روند و بابیه به قبرس.
سال 1327 ه. اوج حاكمیت بهائیان است و آن‌ها كمك های بی شائبه به دستگاه اطلاعاتی و ارتش انگلستان می كنند. به همین دلیل است كه عباس قندی بعد از اینكه امپراطوری عثمانی از هم می پاشد به لقب «سر» ملقب می شود.
اسناد موجود در لژ بیداری گواه این مطلب است كه حتی تعیین یك حاكم محلی با تائید لژ بیداری انجام می شده است. مثلا ادیب الممالك فراهانی در یك نامه از لژ اجازه می گیرد كه من را حاكم فسا كرده اند آیا من بروم یا نه؟ بعد هر اتفاقی كه آنجا می افتد به لژ گزارش می دهد.
حتی تدوین قانون اساسی را نیز آنها انجام می دهند؛ بر پایه ترجمه قانون اساسی كشورهای فرانسه، بلژیك، انگلستان، توسط تقی زاده، فروغی  و سیدنصرالله تقوی انجام شد. و این سه نفر از اعضای اصلی لژ بیداری ایران هستند. نظام حقوقی ایران كه به سمت سكولاریستی شدن پیش می رود زیر نظر اینان بوده است. اوضاع حقوقی و قضائی و عمده تحولات زیر نظر این سه تن شكل می گیرد مشیر الدوله پیر نیا ( میرزا حسن خان ) به لژ «گرانداوریا» نامه می نویسد و می گوید ما می خواهیم تغییرات گسترده قضائی و حقوقی در ایران ایجاد كنیم. شما یك حقوقدان به ما معرفی كنید و آنها نیز «مسیو پرنی» را به ایران می فرستند. و تحولات حقوقی بر ایران اتفاق می افتد كه میرزاعلی اكبر خان داور آن را به اوج می رساند. به هر حال امری نیست كه دخالت اینها در آن نباشد. از به دار زدن شیخ فضل الله نوری توسط همین كمیته فراماسونری - كه یك طرف آن یپرمن خان ارمنی و طرف دیگر آن شیخ ابراهیم زنجانی یهودی زاده است در كسوت روحانی،  و از 12 نفر كمیته انقلابی، 9 نفر عضو لژ بیداری هستند- تا كودتای 1299 توسط اینان صورت می گیرد.
فاتحین تهران قصد یك تحولات فرهنگی سیاسی را دارند و دولت را نیز در دست دارند. با زور می خواهند دولت مدرن را در ایران سر كار بیاورند و پروژه مدرنیزاسیون را در ایران اجراء كنند همان روشنفكرانی كه در عهد قاجار دم از قانون و آزادی می زدند الان در خدمت لژ بیداری و در فكر تحولات گسترده هستند. كشتار علما و برخورد با جریانات فایده نمی كند. بنابر این از سال 1292 تا 1299 ایجاد دولت مدرن و دیكتاتوری نو را ترویج می كنند.
كودتای 1299 یك كودتای ماسونی است كه همه طیف ها در آن حضور دارند: بهایئ‌ها، یهودی ها، مسیحی ها، علی اللهی ها ، صوفی‌ها و اردشیر جی كه در خاطرات خود به صراحت گفته همه كاره كودتای 1299 من بودم. و ارتباط او با كانون های یهودی كاملا مشخص شده.
و در دوره پهلوی دوم انتقال قدرت از پهلوی اول به دوم توسط یك فراماسونر به نام محمد علی فروغی انجام می گیرد. در سال 1947 لژ بزرگ تشكیل می شود و در سال  1948 لژ عالی اسكاتی و قریب به 50، 60 لژ فراماسونری در آن زمان در ایران فعال هستند كه  حدود5 هزار نفر عضو دارد كه در همه اركان حكومتی حضور دارند. نمایندگان سنا، مجلس ، رؤسای دانشگاه ها ، وزرای كابینه و حتی در میان بازرگانان و سفرا و غیره.

وقوع انقلاب اسلامی باعث تعطیل شدن لژهای فراماسونری درایران شد اما تفكر فراماسونری در قالب های لیبرالیسم، پلورالیسم، نسبی گرایی و ... ترویج شد و هنوز هم به قوت هر چه تمامتر ترویج می شود



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 1 مهر 1390 04:23 ب.ظ