تبلیغات
اللهم عجل لولیک الفرج - نفوذ تفکرات یهود در مسیحیت

نفوذ تفکرات یهود در مسیحیت

پنجشنبه 10 آذر 1390 01:20 ب.ظ

نویسنده : مهدی عرفانی
ما مسیحیان خیلی هم تقصیر نداشتیم


1ioc.com
  قبل از اینکه مقاله ام رو بگم یک درد دلی با امام زمانم داشته باشم:
یا مهدی ای زیبا ترین ندیده ام و ای احساسی ترین تجربه ی نکرده ام من در عبور ثانیه های عاشقت شدنم و در گذر شماتت های چرایی دل داده گی ام به تو پیر شدم مرا از این غیبت تاریک و دردآور نجاتم بده.
دوست من،یگانه دلدار من،من طاقتم کم است صبرم لبریز شده از این همه تنهاییم و بی تو بودنم…همیشه سر سفره جایی بر سر سفره برای تو دارم و هنوز هم که هنوز است قاب عکس خالی با زمینه سبزدر اتاقم دارم.تا به کی میخواهی جواب سوالات را با اشک چشم پاسخ دهم؟ ای سفر کرده من من زیر این همه سوال و شماتت دغ مرگ میشوم بیا خود پاسخگو باش.بیا بدانند که من تنها نیستم و دیگرانی که تو را ندارند تنهایند.بیا بدانند که من دیوانه نیستم دیوانه کسانیند که عاشقات نیستند. ای مسیح من ،ما از دیار کربلا از واقعه عاشورا همراه خیلی ها در گوشه دلهایمان منتظرت هستیم و خواهیم ماند…. تو رو به هر کی میپرستی…یک یا انالمهدی…..

اما مقاله من:

۱-پولس یا پاولس قدیس (۱)که به گفته کتاب مقدس (۲) از علمای یهود بود و از تهدید و کشتار پیروان مسیح علیه السلام هیچ کوتاهی نمیکرد و نام حقیقی او شائول بود، بعدها مسیحی شد و تاثیر عمیقی بر مسیحیت گذاشت و تثلیث ( سه خدایی ) را او در دین مسیح تعبیه کرد . به علاوه او روانشناسی « تسلیم محض » را هم وارد مسیحیت کرد که ایستادگی و استقامت را حتی در مقابل حکام جورهم غلط میدانست .

روژه گارودی در آخرین کتاب خود ( ۳) این سخنان پولس را عامل نهادینه شدن استعمار ودر خدمت ظا لمین قرار دادن مردم مسیحی عنوان می کند. پولس اختلافات زیادی با پطرس که جانیشن واقعی حضرت عیسی علیه السلام بود ، داشت که در کتاب مقدس به بعضی از این اختلافات اشاره شده است. امروزه قسمت اعظم انجیل به نامه های پولس اختصاص دارد و از پطرس
کمترسخن به میان آمده است.

۲- اواخر قرون وسطی و اوائل رنسانس(حدود قرن پانزدهم میلادی ) ، نهضتی در دل مسیحیت به وجود آمد که پروتستانیسم نام گرفت. این نهضت ـ که اکنون شاخه‌ای از آیین مسیحیت محسوب می‌شود ـ به وضعیت موجود در مسیحیت معترض بود. دقت در نوع نگرش مذهب پروتستان به جهان آفرینش ما را به این نتیجه رهنمون می‌سازد که این نهضت، نتیجة تفسیری یهودی از مسیحیت است که باعث به وجود آمدن تمدن کنونی در غرب شد. (۴) پایه گذار پروتستانیسم ( پیرایشگری ) مارتین لوتر ، به عقیده برخی یهودی بوده است مانند دایره المعارف یهود (۵) . او ضربه ویرانگری بر کلیسای کاتولیک وارد کرد وکلیسا اورا یک« نیمه یهودی » نامیده بود و یهودیانی چون آبراهام فاری سول او را یک یهودی « پنهان کار متجدد » میدانند و نو آوریهای اورا اقدامی در راستای بازگشت به یهودیت اعلام می کنند .

فردی چون آبراهام ب. الیزهالوی خاخام کابلاییست گفته که لوتر در پنهان خویش یهودی بود و تلاش می کرد مسیحیان را آرام آرام به یهودیت متمایل کند. (۶) مارتین لوتر روانشناسی ذلت پذیر « تسلیم محض » را هم در مسیحیت نهادینه کرد و هرگونه مخالفت با نظامهای حکومتی ستمگر را هرچه قدر هم که انحرافی باشند ، عصیان و شورش علیه خداوند تلقی می کرد . او بحث « انتظار بهشت دنیایی »را که بسیار به عقاید یهودیان نزدیک است ، در مسیحیت تبلیغ کرد و نقش روحانیت را در تفسیر دین بسیار کمرنگ کرد و باعث شد تفاسیر بسیار انحرافی در مسیحیت به وجود بیاید ؛ تا حدی که امروزه مسیحیان صهیونیست یا پروتستانهای راست گرای افراطی (مثل بوش و هیئت حاکمه فعلی آمریکا) به وجود آمده اند که ارتباطات عقیدتی ، مالی ، سیاسی و امنیتی بسیاری با صهیونیست ها و یهودیان دارند (۷).

البته لوتردر اواخر عمر مواضعی یهود ستیزانه گرفت تا خود را از ارتباط با یهودیان تبرئه کند ولی واقعیات زندگی و افکار و تعلیمات او به ما می فهماند که این مواضع هم از روی حیله و فریب بود . -غلبه انسان بر خدا و ضعیف جلوه دادن خدا از مهمترین اصول جهان بینی یهود است که به برخی فقرات موجود در تورات تحریف شده بر می‌گردد.

مثلا:

اینکه انسان در مبارزه با خداوند پیروز می‌گردد(۸)

یا اینکه خد اوند از وحدت مردم می ترسد(۹)

یا مثلاً پشیمانی خداوند از کرده خویش (۱۰)

این جهان‌بینی بعد از رنسانس به اومانیسم (انسان پرستی) انجامید.

۴ – سکولاریسم (جدایی دین و دنیا) ناشی از تاریخ اجتماعی یهود است، چرا که در ابتدا پیامبران الهی، پادشاهان بنی‌اسرائیل بودند (مانند حضرت داود و سلیمان علیهما السلام ) ولی در مرحلة بعد پادشاهانی بر این قوم حاکم شدند که پیامبر نبودند اما اینگونه پادشاهی به صورت یک اصل در قوم بنی‌اسرائیل درآمد که در تورات هم از آنان بسیار سخن رفته است(۱۱) .

۵- یکی از ابعاد تمدن غرب، حس‌گرایی(آمپریسم) ، تجربه‌گرایی و اثبات‌گرایی( پوزیتیویسم) است که موجب حاکمیت بینش تجربی بر تمام دانشهای بشری (خصوصاً در دورة مدرنیسم) شد و این ناشی از فرهنگٍ حس‌گرایی یهودیان بوده است. به طور مثال در قصة ذبح گاو(۱۲) ، تمامی مشخصات ریزٍ حسی گاو را از حضرت موسی علیه السلام می‌خواستند و یا این که می‌خواستند خداوند را آشکارا ببیند و یا گوسالة سامری را گرفتند تا به عنوان مظهر خدا بپرستند(۱۳) .

در تورات هم خدا یک امر حسی است که بر انسان ظاهر می‌شود و با او سخن می‌گوید.

۶- بعدُ دیگر تمدن غرب، ناسیونالیسم یا ملی گرایی است که به تبع حس‌گرایی(ماده گرایی اومانیستی ) زاده شد. و این هم نقطه مقابل مذهب است که عامل وحدت را عقیده می داند، نه قومیت ومرز جغرافیایی. در حالی که یهودیت یک ملیت است. به عبارتی هر که از نژاد یهود باشد، یهودی محسوب می شود، هرچند مقید به آداب دین نباشد. به همین دلیل نام قوم خود را بر دینشان هم گذاردند. ، نژادپرستی که در تمدن غرب به وجود آمده و هنوز هم وجود دارد بی ارتباط با نژادگرایی یهود نیست .

۷- ادعای آزادی خواهی غرب( لیبرالیسم ) گوش فلک را کر کرده است اما این آزادی در عمل نمودی جز بی بند وباری جنسی و گسترش فحشا نداشته است ؛ لذا حکومتهای پر مدعای لائیک‌ مستقیماً به حجاب حمله می‌ کنند. فساد اخلاقی غرب از نظر نئوریک می تواند ریشه در داستانهای تحریف شده تورات داشته باشد. از جمله می توان به ماجرای روابط نامشروع جنسی که حتی به پیامبران هم نسبت داده می شود(۱۴) اشاره کرد. (جهت حفظ حرمت انبیای عظام الهی از توضیح بیشتر خودداری می شود.)

۸- اسرائیل زاده تمدن غرب و تجسم اعلای آن است. به همین دلیل دولت‌های غربی در خدمت آن هستند. بنابراین تجددگراها و مدرنیست ها، نمی‌توانند با اسرائیل مخالفتی داشته باشند. چون مخالفت با اسرائیل، مخالفت با تجسم اندیشة خودشان است. به همین دلیل اکثر مدرنیست های غرب، یا پروتستان بوده‌اند یایهودی (مثل کارل مارکس و باروخ اسپینوزا در فلسفه،زیگموند فروید در روانشناسی، آدام اسمیت و دیوید ریکاردو در اقتصاد،کارل پوپر در فلسفه سیاسی، ، امیل دورکهایم در جامعه شناسی).

۹- فراماسونری ( ماسونی ) جنبشی است که در مسیحیت طرفداران کثیری دارد و بسیاری از مهمترین اندیشمندان و سیاست مداران وعلمای مسیحیت و حتی بعضی پاپ ها و بلند مرتبگان کلیساهم در لژهای فراماسونری عضویت داشته اند وچیزی که اصلا قابل خدشه نیست ارتباط آداب و رسوم و عقاید فراماسونری و یهودیت است .( فراماسونری بر گرفته از عرفان تحریف شده یهودیت خصوصا کتاب کابالا است) بعضی از این بزرگان مسیحیت حتی یهودی هم بوده ا ند و با عوض کردن اسم خود مسیحیت را به سمت دلخواه زرسالاران یهودی ( مادی گرایی و ماتریالیسم ) رانده اند مانند کاردینال به . آ. ، پاپ وستر یشر ، پاپ باعوم، هوشع بالوا (۱۸۵۲-۱۷۷۲)که یهودی و بانی کلیسای اونیور سالیست است.

 

پاورقی ها:

۱- Paulus Aziz ۲- اعمال رسولان ، باب ۹٫

۳- Avons nous besoin de Dieu 4- مجموعه مقالات پروتستانیسم یهودی ( ناگفته های فرایند صهیونیستی شدن تمدن غرب ) در صفحه پاورقی کیهان از ۲۳مرداد۸۲ تا ۱۲ شهریور ۸۲ در این زمینه توضیحات مبسوطی داده است.

۵- دایره المعارف یهود(جوداییکا) ، جلد۱۱، صفحه ۵۸۴ .

۶- همان جلد ۱۴ ، صفحه ۲۱ .

۷- روزنامه کیهان، مورخه ۲۷/۵/۸۲ ، صفحه ۸

۸- سفرپیدایش، باب۳۴٫

۹- سفرپیدایش ، باب۱۱٫

۱۰- سفرسموئیل اول ، باب ۱۵٫

۱۱- باب پادشاهان .

۱۲- قرآن کریم ، سوره بقره ، آیات ۶۷تا۷۳ وسایر آیاتی که در این مورد است .

۱۳- سفرخروج ، باب ۳۲٫ در تورات این داستان به حضرت هارون علیه السلام نسبت داده می شود . اما قطعا آن حضرت چنین نکرده و فردی که این نحوه بت پرستی را رواج دادبه اسم « شمروی بن یساکاربن یعقوب » در میان یهودیان معروف است و مسلمانان او را سامری می نامند .

۱۴- ما با دلایل عقلی دراسلام ثابت می کنیم که تمام پیامبران الهی معصومند وهیچ گونه خطا واشتباهی ندارند

۱۵- کتاب مبانی فراماسونری
، تالیف گروه تحقیقات علمی ، ترجمه جعفر سعیدی ، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی ،چاپ دوم ،۱۳۷۶، تهران ، فصل علمای ماسون، صفحه ۲۶۴٫

ارسال شده توسط ژاکلین
( لیلا )




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 10 آذر 1390 01:49 ب.ظ