تبلیغات
اللهم عجل لولیک الفرج - بخشی از مثنوی شیعه‌نامه

بخشی از مثنوی شیعه‌نامه

جمعه 28 مرداد 1390 11:50 ق.ظ

نویسنده : محمد هاشمی
«بشنو از نی چون حکایت می‌کند» / شیعه را در خون روایت می‌کند
نی حدیث آفرینش باز گفت / باز گفت اما به شرح راز گفت
دست حق تا خشت آدم را نهاد / بر دهانش نام خاتم را نهاد
نام احمد نام جمله انبیاست / «چون‌که صد آمد نود هم پیش ماست»
از مناره پنج نوبت پرخروش/ نام احمد با علی آید به گوش
روز و شب گویم به آوای جلی / «اکفیانی یا محمد یا علی»


کیستی ای حامی ختم رسل / اول و آخر تویی ای نفس کُل
موج هستی، کشتی و دریا تویی / حق تویی، پیدا و ناپیدا تویی
ای حضورت نقش در ‌آیینه‌ها / مهبط تنزیل شوقت سینه‌ها
بی‌خود از خود در بیابان طلب / می‌زنم بر خاک زانوی ادب
آفتاب ای آفتاب ای آفتاب / از نگاه بندگانت رخ متاب
دوش صحرا می‌کشد آه مرا / ناله‌های گاه و بیگاه مرا
ناله‌هایم را به چاه انداختم / بادهایم را به راه انداختم
یا علی جان تا ز عشقت دم زدم / پرسه در شش گوشه‌ی عالم زدم
از حضیض خاک تا اوج فلک / فاش دیدم سرّ الله معک
از فروغت دیده‌ی ادراک، چاک / وز فراقت عدل، مدفون زیر خاک
حیدرا یک جلوه محتاج توام / دار بر پا کن که حلّاج توام
یک دو گام از خویشتن بیرون زنم / گام دیگر بر سر گردون زنم
گام بردارم ولی با یاد تو / سرنهم بر دامن اولاد تو
شیعه یعنی شرح منظوم طلب / از حجاز و کوفه تا شام و حلب
شیعه یعنی یک بیابان بی‌کسی / غربت صدساله بی دلواپسی
شیعه یعنی صد بیابان جست‌وجو / شیعه یعنی هجرت از من تا به او
شیعه یعنی وعده‌ای با نان جو / کشت صد آیینه تا فصل درو
شعیه یعنی عدل و احسان و وقار / شیعه یعنی انحنای ذوالفقار
شیعه یعنی تندر آتش‌فروز / شیعه یعنی زاهد شب، شیر روز
شیعه یعنی تیغ، تیغ موشکاف / شیعه یعنی ذوالفقار بی‌غلاف
شیعه یعنی عشق‌بازی باخدا / یک نیستان تک‌نوازی با خدا
شیعه یعنی سابقون السابقون / شیعه یعنی یک‌تپش عصیان و خون
شیعه باید آب‌ها را گل کند / خط سوم را به خون کامل کند
خط سوم، خط سرخ اولیاست / کربلا بارزترین منظور ماست
شیعه یعنی هفت‌خطی در جنون / شعیه طوفان می‌کند در کاف و نون
شیعه یعنی تشنه‌ی جام بلا / شیعگی یعنی قیام کربلا
شیعه یعنی شوق، یعنی انتظار / صاحب آیینه تا صبح بهار
شیعه یعنی سالک پا در رکاب / تا که خورشید افکند از رخ نقاب
عشقبازان! شور و حال آمد پدید / میم و حا و میم و دال آمد پدید
آمد آن روز که در ناباوری / سرزند از غرب، مهر خاوری
راستین مردی رسد با تیغ کج / شیعیان! «الصبر مفتاح الفرج»
برق تیغم خاک را روشن کند / شوره‌زار تیره را گلشن کند
شیعه یعنی دعبل چشم انتظار / تا کشد بر دوش خود چل‌سال دار
شیعه باید همچو اشعار کمیت / سرنهد بر خاک پای اهل بیت
یا فرزدق‌‌وار در پیش هشام / ترک جان گوید به تصدیق امام
این سخن کوتاه کردم والسلام / شیعه یعنی تیغ بیرون از نیام

مرحوم محمدرضا آقاسی
منبع: www.aghasi.ir




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 28 مرداد 1390 12:02 ب.ظ